X
تبلیغات
جغرافی دانان نابغه - جزوه جمعیت ایران دکترقنبری

جغرافی دانان نابغه

اهمیت علمی من

جزوه جمعیت ایران دکترقنبری

دانشکده ادبیات و علوم انسانی

بخش  جغرافیا وعلوم انسانی

 

 

 

درس  :

  جغرافیای جمعیت ایران

 

 

 

تابستان92

موقعیت جغرافیایی ایران:

کشورایران در منطقه خاورمیانه ودر جنوب غربی اسیا واقع شده است وبا وسعت بالغ بریک ملیون و هشتصد هزارکیلومتر وباجمعیت75ملیون نفرتشکیل شده است کشور ایران تقریبا با17کشور به لحاظ مرزهای خشکی وآبی همسایه می باشد ودرطی تاریخ چندهزارساله ی خودهجوم اقوام مختلف را به خود دیده است این سرزمین در حال حاضرتشکیل شده از اقوام مختلف می باشد که هر کدام از این گروههای قومی در گوشه ای از مملکت پراکنده شده اند کشورایران به لحاظ موقعیت خاص جغرافیایی وتنوع اقلیم وناهمواریها سبب گردیده تا توزیع جمعیت به شکل یک نواخت یک دست در این پهنه ی جغرافیایی دیده نشود در اینجا برای بهتر اشنا شدن با وضعیت توزیع پراکندگی جمعیت در این پهنه ی جغرافیایی وعواملی که درآن نقش اساسی دارند می پردازیم در ابتدا کشور ایران رابه لحاظ طبیعی به قسمت های مختلف تقسیم بندی می کنیم در ویژگی های طبیعی وانسانی هر منطقه را به بحث خواهیم گذاشت با این اوصاف ایران به لحاظ تقسیمات ناحیه ای وضعیت قابل توصیف زیر راخواهد داشت.

قسمتی از ایران توسط کوهها اشغال شده است ومتوسط ارتفاع ایران از سطح دریا1000 متراست به عبارتی ایران توسط یکسری رشته کوههای در اطراف خود اشغال شده است  وقسمت مرکزی انارتفاع کم داردتاثیر ناهمواری ها بر آب هوای مناطق مختلف ایران همچنین بربارش وکشاورزی وتراکم جمعیت تاثیرزیادی داردبنابراین می توان کشور ایران راار لحاظ ناحیه ای به مناطق زیردسته بندی کرد:

1-جلگه های پست وکم ارتفاع سواحل دریایی مازندران 2-ارتفاعات شمالی وشمال شرق 3-حوزه شمال غربی ایران 4-کوههای زاگرس ومرکز ایران 5-حوزهای بیابان مرکزی 6-جنوب شرقی ایران 7-ارتفاعات حاشیه شرقی 8-سواحل جنوبی ایران

1-جلگه های پست وکم ارتفاع سواحل دریای مازندران:در این جلگه ی ساحلی استان های گیلان-مازندران وگلستان را تشکیل می دهدطول نواره سواحلی حدود700کیلومتر ازشرق به غربگسترش یافته است این منطقه به شکل هلالی شکل گرفته است ورشته جبال البرزدرجنوب آن قرارگرفته که عرض این رشته جبال بین25تا35کیلومترتادریای مازندران محاصره شده است که عریض ترین آن در جلگه مازندران است به لحاظ آب وهوایی این منطقه دارای اقلیم معتدل ومرطوب می باشد ودر طول تابستان در اکثر اوقات درجه حرارت بین10تا20درجه سانتی گراد نوسان دارد ودر زمستان یخبندان صورت نمی گیرد ومیزان بارندگی ازحدود500میلیمتر درجنوب شرق دریا یعنی گلستان ومازندران اغازمی شودوتا2000میلیمتردر بندرانزلی در جنوب غربدریا ودراستان گیلان ادامه میابدبیشترین ریزش های جوی درپاییز وزمستان است.

مهمترین رودهای این منطقه سفیدرود،هزار،گرگان واترک می باشدورودخانه ارس ازجبهه های غربی وارد این دریا می شود این رودخانه ها به سبب ایجاد دلتا های حاصلخیزدرسواحل این دریا شده اند وبه کشاورزی رونق خاصی دادهاست محصولاتی مانند برنج،چای،پنبه،توتون،ذرت،گندم،وسیفی جات ومرکبات مهمترین رکن اقتصاد کشاورزی این منطقه می باشد،کارخانه جات متعددی در این منطقه به خاطر محصولات کشاورزی احداث شده است ودر شهرهای مختلف این استان ساحلی استقرار یافته است رشت،ساری،گرگان که مرکزسه استان ساحلی می باشدوبه لحاظ جمعیتی بالاترازبقیه نقاط قرارگرفته اندوامکانات قابل توجهی دارندمردم این استان هابه لحاظ اقتصادی وابسته به زمین زراعی وباغ وصید از دریا واقتصاد دام وجنگل وابسته می باشددر سال های اخیرمهاجرت این منطقه به تهران زیاد صورت گرفته است البته در فصل زمستان این مهاجرت های فصلی بیشتر است،وعمدتا گروه مردان مهاجرت می کنند ونسبت جنسی جمعیت را در این استان ها بر هم می زندبیشتر افراد مهاجر بین سنین20تا50سال می باشند.

 

ارتفاعات شمال وشمال شرق:

این منطقه جغرافیایی که از حدود استان گلستان تا مرز ایران وافغانستان را در بر می گیرد ودر حال حاضراستان های خراسان شمالی وخراسان رضوی در این محدوده واقع شده است از مکان های نسبتا پر جمعیت کشورقلمداد می شوداین ناحیه جغرافیایی ایران به لحاظ اقلیمی معتدل تا نیمه خشک است واز نظر کشاورزیدارای قابلیت های فراوانی است این قسمت از کشوربه لحاظ نزدیکی بامرزهای شمال شرقی وشرق کشورواز موقعیت ترانزیتی خاصی برخورداراست وازطریق وجودمرقدمطهر امام رضا ع در این منطقه جغرافیایی سبب گردیده تا جمعیت زیادی در این ناحیه استقراریابند وجودموقوفات فراوان که در حال حاضرمتوالی آن استان قدس رضوی می باشدکشاورزان وباغداران زیادی در این موقوفات مشغول به کارندوقسمتی از درآمد خود رابه استان مقدس تقدیم می کنند در قسمت جنوبی این ناحیه جغرافیایی که به کویر وبیابان های مرکزی منتهی می شودجمعیت از تراکم کمتری برخورداراست وعموما نقاط مسکونی به شکل متمرکزدیده می شوندروستاها به صورت پراکنده وکم جمعیتایجاد شده اندکلان شهر هایاین قسمت از ایران مانند مشهد وشهرهای بزرگی مانندبجنورد وگرگان با جمعیت میلیونی یا چندصد هزار نفریقانون جذب مردم شهری وروستایی این منطقه جغرافیایی از کشورمان می باشد.

 

 

حوزه شمال غربی:

این منطقه که به شکل چهارگوش منظم دیده می شود تمام استان های آذربایجان شرقی وغربی واردبیل وکردستان وزنجان راشامل می شود تعدادی از رودخانه های مهم این منطقه مانندارس،زاب کوچک وسیروان وقزلا اوزون از کوههای این منطقه سرچشمه می گیرندحوزه رودارس در شمال منطقه وحوزه دریاچه اورمیه در وسط منطقه وحوزه زاب سیروان درجنوب غربی منطقه وحوزهقزل اوزن درجنوب شرقی این منطقه قراردارداز کوههای چهل چشمه کردستان سرچشمه می گیرددر این منطقه کوهستان های نسبتا مرتفع دیده می شود ومتوسط ارتفاع از سطح دریا200متر است وبارندگی دراین منطقه بین500تا1000میلیمتر می باشد سهند وسبلان دوقله ی معروف منطقه اند ودریاچه ارمیه توسط رودهای مختلفی ازجمله اجی چای یا تلخ رود از سمت شمال شرقی به آن وارد می شود وسیمینه رود وزرینه رود ازسمت جنوب وارد این دریاچه می شود این دریاچه شور وغیرقابل بهره برداری است همچنین در سالهای اخیربه دلیل خشک سالی پی درپی واحداث سدهای متعددی بر روی ورودی های دریاچه ارمیه باعث گردیدتا این دریاچه رو به خشکی بروداقلیم ملایم ونسبتا مرطوب یکی از ویژگی های این قسمت از کشور است  در زمستان تا25- دما ثبت شده است ودر تابستان30+ درجه ثبت شده است زراعت به صورت متمرکزصورت می گیردآب فراوان وخاک حاصل خیزآتشفشانی دلیل رونق کشاورزی در منطقه می باشد،در مناطق کوهستانی نیز دامپروریرونق خاصی دارد مهمترین ایل عشایری منطقه در استان اردبیل شاهسون ها می باشند که بین سبلان ودشت مغان یلاق وقشلاق می کنندتراکم کشوردوبرابر است وفشار زیادی به منابع آب وخاک منطقه وارد می شود تعدادزیادی از مردم این ناحیه به تهران وشهرهای مجاور مهاجرت کردهاند این منطقه به علل تاریخی سیاسی وهمجواربا کشور ترکیه مردم ترک زبان هستندشهر تبریزنقش مرکزیت فرهنگی،سیاسی،اداری،اقتصادی وصنعتی ناحیه به شمار می روداین منطقه از ایران به دلیل قرار گیری در مسیر ترانزیت اروپا از جایگاه خاصی برخوردار است از شهرهای مهم دیگر این منطقه می توان ارمیه،کردستان،وزنجان اشاره کرد.

 

 

 

 

 

کوههای زاگرس ومرکزی:

کوههای زاگرس ومرکزی در حدودیک چهارم از سطح کشور را می پوشاندطول زاگرس حدود1250کیلومتراز مریوان در مرز عراق تا کوههای مکران در شمال تنگه هرمز می باشدارتفاع زاگرس شمال غرب وزاگرس مرکزی نسبت به زاگرس جنوبی وجنوب شرقی بیشتر است قله ی زرد کوه،اشتران کوه،دنا وشیر کوه از قله های بالای 4000متربخش شمالی ومرکزی زاگرس می باشد این رشته کوه بابرکت به دلیل آهکی بودن جنس ان ونفوذپزیری خاصی که داردمنبع تمام نشدنی آب رودخانه های داغی این منطقه می باشد رودهای مانند زاینده رود به سمت فلات داخلی وجراحی و کارون ،زهره،دالکی ودز ازسمت غرب این رشته کوه در جریان می باشند این منطقه از کشوربه لحاظ آب و هوایی در شمال غرب مرطوب ودر جنوب شرقی آن خشک است چنانچه در شمال غربی آن بین500تا1000میلیمتر بارندگی داردودر قسمت جنوب شرقی ان تا250میلیمترکاهش میا بد. اختلاف آب وهوایی در دوقسمت زاگرس سبب گردیده که تراکم جمعیت نیزتحت تاثیرآن قراربگیردوشمال غربی پرتراکم تر از جنوب شرقی آن می باشد اقتصاد مردم زاگرس شمال غربی ترکیبی از کشاورزی دامپروری وزندگی کوچ نشینی است مانند عشایر بختیاری وعشایر لر که در استان های چهارمحال وبختیاری،لرستان وکهکیلو وبویراحمد زندگی می کنند در نیمه ی جنوب شرق زاگرس دشت ها بیشتر خود را نمایان می کنند وکشاورزی وزراعت رونق بیشتری دارد زاگرس شمالی نسبت به زاگرس جنوبی پیشرفته تراست وشهرهای این قسمت بزرگتروتعدادشان بیشتر است شهرهای هم واقع در قسمت زاگرس شمالی شامل کرمانشاه،همدان،خرم اباد،واصفهان می باشد وشهر شیراز از تنها شهرهای مهم در زاگرس جنوب شرقی است که کانون جذب گردشگری از تراکم نسبتا بالایی جمعیت برخوردار است.

حوزه بیابان مرکزی:

تا یک محاسبه ی تقریبی می توان گفت که نیمی از فلات ایران راحوزه بیابانی تشکیل می دهند این حوزه تقریبا نیمه شرقیرا می پوشاند اطراف این حوزه را از زمین های بلندومرتفع احاطه کرده است این منطقه به سه بخش تقسیم می شود:

 

بخش اول: شامل دشت کویر وسرزمین های مجاور آن

بخش دوم:دشت لوت جنوبی

بخش سوم:حوزه های جنوب غربی در قسمت شمال این منطقه یعنی دشت کویربیشترقسمت های آن لایه ای ازنمک وگل پوشانده است.

در بخش دوم"یعنی دشت لوت جنوبی یک گودی جنوبی یک گودی بیضی شکل می باشد که اطراف آن راتپه های ماسه ای احاطه کرده است که ارتفاع این منطقه کمتر از300متر است.

در بخش سوم"یعنی حوزه های جنوب غربی نسبتا کوچک ودر بین رشته کوههای موازی در یک فاصله 50کیلومتری از یکدیگر پراکنده شده اند این حوزه های نام برده شده در گذشته در یاچه های وسیعی بوده کشف ذخایر زغال سنگ در این منطقه نشاگر آن است که زمانی این بخش از کشور اقلیم گرم ومرطوب داشته است ولی با تعغیر اقلیم امروز به صورت بیابان در آمده است. میزان بارش در این منطقه بین 30تا150میلیمتراست.تابستان های گرم وبدون ابرواختلاف درجه ی حرارت بین شب وروز فوق العاده بالا چنانچه تخریبب فیزیکی سنگ ها اتفاق می افتد پوشش گیاهی بسیار ضعیف وکشاورزی ودامداری محدود می باشد در این منطقه معدنی مثل سنگ اهن،روی،سرب وقلع وزغال سنگ وگوگرد استخراج می شود جمعیت به شکل پراکنده به  ازای 2کیلومتر مربع یک نفر دیده می شود بیشتر جمعیت این منطقه در حواشی بیابان ها پراکنده شده اند شهرهای در این منطقه وجود دارند که در کنار مناطق کوهپایه ای شکل گرفته   ، شهرهای مهم این منطقه عبارتند از یزد، کرمان ،کاشان،وزاهدان که در حال حاضراین شهرها جنبه ی بازارشهری وبه لحاظ استراتژیک مهم می باشند.

جنوب شرق ایران:

در این منطقه عموما بیشتر مردان آن کسانی هستند که به لهجه ی بلوچی تکلم میا بند این منطقه اساسا از سه ناحیه کوچک ترتشکیل شده است.

مکران در جنوب ،بلوچستان در وسط،وسیستان در شمال قرار دارد این منطقه از ایران یک دهم از مساحت کشور راتشکیل می دهدواز نظر طبیعی یکنواخت نیست یک جلگه ساحلی در جنوب وسلسله کوههای در قسمت شمال وحوزه های پست جازموریان در مرکز آن واقع شده است تابستان های حاصل خیلی گرم وزمستان های نسبتا ملایم از ویژگی های آب وهوایی این منطقه است هرچند آب وهوای این منطقه از کشور گرم وخشک است ولی بعضی ازقسمت های آن آب های همیشگی جریان دارد که از ارتفاعات افغانستام وپاکستان سرچشمه می گرد بخش سیستان در شمال منطقه آب خود را از هیرمند تأمین می کند. حوزه جازموریان در وسط آب خود را از رودهای بمپور وهلیل رود تأمین می کند زمین های پست ساحلی مکران در جنوب توسط رودهای مانند جگین وگاتریج ودشتیاری که سرچشمه ی آنها کوههای شمال می باشد این منطقه را آب یاری می کنند منطقه سیستان به لحاظ کشاورزی وکاشت گندم وجو وحبوبات وسبزیجات معروف است.  در حوزه جازموریان محصولاتی مانند:گندم،جو،خرما،سبزیجات ومرکبات توسعه و رونق دارد.در منطقه مکران خرما وغلات مرکبات وموز تولید می شود پراکندگی جمعیت در این منطقه مطابقت می کند از زمین های زراعی به همین جهت تراکم جمعیت پایین وتعداد شهرهای این منطقه کم وبا فاصله زیادی از یکدیگر تشکیل شده اند زاهدان وزابل وچابهار وایرنشهر از شهرهای با اهمیت منطقه قلمداد می شوند شهر زاهدان به خاطر نز دیکی به افغانستان وپاکستان دارای موقعیت استراتژیک مهم می باشد.

ارتفاعات حاشیه ی شرقی ایران:

این قسمت ازکشوردر مجاورت افغانستان است که دارای یک سری کوهها در هم وزمین های پست که در بین آنها وجود داردشکل گرفته است کوه سرخ با ارتفاع حدود3هزار متردر اینجا قرار گرفته است منطقه یقاین دارای ارتفاعات مشخص می باشد بیرجنددر این منطقه واقع شده است به لحاظ آب وهوایی منطقه خشک است تابستان های گرم وخشک ،وزمستان ها ی اندکی بارش دارای هوای سرد می باشد.

میزان بارندگی سالیانه200میلیمتراست این منطقه فاقد آب ها|ی دائمی است آب ها زیر زمینی سبب رونق کشاورزی اندکی شده است گندم وجو وسبزیجات،انگور وانجیر وانار مهمترین محصولات این منطقه هستند وزعفران به عنوان محصولات صادراتی این بخش از کشور است جمعیت این منطقه پراکنده وبیشتر در دامنه های ارتفاعات است قائنات وبیرجند شهرهای تقریبا بزرگ ناحیه هستند زمین های مجاور این شهرها تماما زیر کشت باغاب میوه وزعفران هستند در این خصوص بیرجند دارای صنایع دستی وقالی بافی می باشد.

سواحل جنوبی ایران:

سواحل جنوبی شامل جلگه خوزستان وسرزمین های پست ساحلی خلیج فارس ودریای عمان را دربر می گیرد.

این منطقه در دهه های اخیر به خاطر کشف ذخیر عظیم نفت از موقعیت ممتازی برخوردار شده است.که اقتصادایران وابستگی زیادی به ذخایر موجود در این منطقه دارد از نظر طبیعی خوزستان یکی از مهمترین جلگه های رسوبی ایران است که از انباشته شدن مواد رسوبی کرخه وکارون که سرچشمه آنها از کوههای شمال زاگرس آغاز می شودساخته می شود،این منطقه به لحاظ کشاورزی دارای اهمیت است ولی از لحاظ اقلیمی تابستان های بسیار گرم وبارش بسیار اندک را دارمی باشد محصولاتی مانند گندم وجو،نیشکر وسبزیجات از مهمترین محصولات کشاورزی منطقه هستند ذخایر عظیم نفت باعث رونق زندگی شهری وروستایی در این منطقه شده است.

ترکیب جمعیت منطقه از مردم تمام نقاط ایران است واز تراکمبالایی نیز برخوردار است جنگ تحمیلی اثرات منفی بر این منطقه داشته است ویک رکود اقتصادی را برای این قسمت از کشورمان ایجاد کرده است بنادر ساحلی ایران در استان های بوشهر وهرمزگان در سال های اخیررونق ویژه ای گرفته است وجمعیت زیادی را از سراسر کشور به رسمیت خود درآورده است وصادرات و واردات اقتصادی اصلی مردم این منطقه را تشکیل می دهد.

 

توزیع و تراکم جمعیت:

ازبین مسائل مربوطه به توزیع جمعیت وتراکم آن نه تنها به خاطراینکه در سایر ویژگی های جمعیت اثر می گذاردبلکه از جهت وابستگی مهمی که به کل ویژگی ها،محل مورد مطالعه دارد در درجه اول اهمیت قرار می گیرد بنابراین مطالعه ی توزیع و تراکم جمعیت اساسی ترین نقطه در درک جغرافیایی هر مکان می باشد توزیع جمعیت در ایران در سال 1370به این صورت بوده است2/45درصد در نقاط روستایی و3/54درصد در نقاط شهری ساکن بوده اند در سال1385این رقم به5/38درصد در مناطق روستایی و5/61درصد در نقاط شهری رسید ودر سال1390«اخرین سرشماری،جمعیت روستایی ایران به 5/32درصد رسید وجمعیت شهری به 5/67درصد رسیده است. واین روند همچنان ادامه دارد برای محاسبه ی تراکم جمعیت در هر مکان جغرافیایی از رابطه زیر استفاده می نمائیم.

          

 

اگربخواهیم در صد را به دست اوریمX100 میکنیم،واحد آن کیلو متر مربع است.

رابطه تراکم زیستی «بیولوژیکی»   واحدش بر اساس هکتار است.

با عنایت به این دو فرمول می توان مناطق مختلف کشور را به لحاظ تراکم نسبی جمعیت برآورد نمود ونتیجه گرفت که چه بخشی از ایران زمین پر جمعیت وکدام بخش ها کم جمعیت در ایران تابعی از شرایط جغرافیای مکان می باشد البته شرایط انسانی نیز بر پراکندگی یا تراکم جمعیت اثر مستقیمی دارد به طور مثال استقرار کارخانجات وتأسیسات مهم زیر بنایی ورونق شهرها در تراکم و ازدیادجمعیت نقش به سزایی دارند در اینجا به پهنه بندی کشورمان به لحاظ توزیع و تراکم جمعیت می پردازیم:

 

الف:سرزمین های متراکم  ازجمعیت :

جلگه های سواحل شمالی واقع بین البرز ودریای خزر،استان های آذر بایجان ونیمه شمال زاگرس واستان تهران چهار منطقه پر جمعیت کشور قلمداد می شوند جلگه های سواحلی شمال 4 درصد از مساحت کشور وحدود12 درصد از جمعیت کشور را به خود جای داده است اکثر جمعیت منطقه روستایی هستند مساکن این قسمت از کشور تنها مساکن پراکنده ی روستایی ایران می باشند که البته فاصله زیادی از هم ندارند واین مسئله به خاطر پتانسیل های خوب آب وزمین است استان اردبیل که تحت عنوان حوزه ی شمال غرب نامیده می شود 7 درصد از خاک ایران را تشکیل داده اند و 15 درصد از جمعیت ایران را در خود جای داده است وروستاهای این منطقه به شکل فشرده دیده می شوند عامل دفاع و محدود بودن زمین در روستاهای این منطقه اثر گذاشته است سومین منطقه پرجمعیت کشوردر نیمه ی شمالی زاگرس است یعنی بین سندج تا اصفهان که بر روی هم81/4درصد از کشور را در بر می گیرد وحدود5/7درصداز جمعیت ایران را بشکیل میدهند عامل تراکم جمعیت در مناطق ذکرشده آب وخاک می باشد منطقه چهارم که تهران می باشد به خاطر مرکزیت سیاسی – اقتصادی وفرهنگیکشور جمعیت زیادی جای داده است وامروز در این استان نزدیک است به 13میلیون نفر انسان حدود یک ششم جمیت کشور را تشکیل داده است.

سرزمین های با جمعیت پراکنده:

کشور ایران به لحاظ طبعیت گوناگون جرافیایی به لحاظ اسکان جمعیت وتوزیع آن در پهنه های مختلف این سرزمین به شکل یکنواخت نمی تواند باشد بعضی از قسمت های کشورمان مانند بیابان های لوت ودشت کویر از کم جمعیت ترین نقاط ایران هستند.

این دومنطقه بیابانی حدود 17/درصد ازکل کشور را در بر میگیرد،این در حالی است که کشش جمعیت برای این منطقه بسیارضعیف است چنانچه حدود یک درصد ازکل جمعیت ایران درمحدوده ی آن مستقرهستند،کمبود آب وخاک های نمک دار وشن های روان عواملی اصلی درعدم جذب جمعیت می باشد.بیشترین جمعیت این منطقه روستاییان می باشند ومساکن آنها به صورت متمرکزودر محل ظهور قنات وچاه ساخته شده اند.

روستاهای این منطقه از یکدیگرفاصله زیادی دارندوبه طور معمول قسمتهای مرکزی ایران وقسمتی ازشرق کشورمان درقلمرومناطق کم تراکم ایران قرارگرفته اند در اطراف شهر زابل جمعیت نسبتا متعادل متمرکز شده است وقبل از این که سد کمال خان برروی هیرمند زده شودقسمت زابل از حاصل خیزترین مناطق کشور محسوب می شود وروستاهای پرجمعیتی داشت وبعداز احداث سد مردم روستایی سیستان اواره گشته وراهی سرزمین های پنبه خیزدشت گرگان شده اند ویا در نقاط شهری ایران مخصوصا تهران به شغل کاذب وخدماتی روی اوردهاند زمانی این منطقه انبار غله ایران نامیده می شود سرزمین ساحلی جنوب شرق در کنار دریای عمان وبخش های پست ساحلی خلیج فارس از دیگر نقاطی هستند که کم جمعیت می باشد یرخلاف سواحل شمالی کشور این سواحل از کم جمعیت ترین نقاط ایران محسوب می شوند.

کافی نبودن نزولات جوی وشور بودن آب های سطحی ازکشاورزی پر رونق جلوگیری می کند باران در این منطقه بین 20تا100میلی متراست جمعیت این قسمت از کشوراغلب روستایی هستند ودر مساکن مجتمع یافشرده زندگی می کنندوفاصله ی روستاها ازیکدیگردور می باشد واکثرمردم ازطریق صیادی واخیرا کار صیادی وقاچاق امرار معاش می کنند.

سرزمین های با جمعیت متعادل:

جلگه خوزستان استان فارس بخش شمال شرقی (خراسان رضوی)خراسان وسرزمین های واقع بین البرز وزاگرس قسمتهایی از ایران هستند که دارای جمعیت متعادل می باشند جلگه خوزستان به خاطر موقعیت طبعیی اش از نزولات خوب برخوردار نیست وتمرکز جمعیت در این قسمت بیشتر به خاطر ذخایر عظیم نفت می باشد وگارگران زیادی برای کارازسراسرکشور به این منطقه امدهاند در کنار این منطقه وجود دارد رودخانه های پرآب که منشا انها از زاگرس می باشد وبه این جلگه وارد می شوند ورسوبات حاصلخیزی را به منطقه وارد می کنند رودهای کارون در کرخه وجراحی سبب گردیده اند تا کشاورزای در این منطقه رونق چشم گیری داشته باشد بدین جهت نه تنها مردم بومی منطقه بلکه کشاورزان سایر استان ها به خوزستان وارد می شوند وبا اجاره کردن زمین های زراعی به تولید محصولات می پردازند.

 

تراکم جمعیت در پهنه ی جغرافیایی فلات ایران:

همان طورکه در صفحات پیشین به سرزمین های مختلف کشور به لحاظ نوع تراکم اشاره گردیدوفرمول تراکم جمعیت را یاد آور شدیم در این ارتباط پهنه جغرافیایی ایران زمین را به لحاظ جغرافیایی وآماری مورد بحث قرار می دهیم وبه طور کلی نقاط مختلف ایران را به لحاظ تراکم به چهار منطقه مختلف دسته بندی می کنیم.

الف:سرزمینهای با تراکم نسبتا زیاد(40نفربه بالادرهرکیلو متر مربع)

ب:سرزمین های با تراکم بین 30تا40نفردرهر کیلو متر مربع

ج:سرزمین های با تراکم نسبتا کم(بین20تا30نفر در هرکیلو متر مربع)

د:سرزمینهای با تراکم خیلی کم(کمتر از 20نفر در هر کیلو متر مربع)

سرزمین های با تراکم نسبتآ زیاد:

از500بخش کشور حدود3/1آن تراکم متغیر بین 30تا 40نفر را در هر کیلو متر مربع دارند در سه منطقه مهم کشور یعنی جلگه شمالی،استان های آذربایجان واردبیل ونیمه شمالی زاگرس در زمره مناطق فوق الذکرمی باشند.

منطقه واقع بین دریای مازندران وکوه های البرز بیشترین تراکم جمعیت را نسبت به وسعت خود دارند به طوریکه جلگه های شمالی تراکم جمعیت آنها به بیش از صد نفردر کیلومترمربع رسیده است ودر پاره ای از نقاط تراکم جمعیت به حدود800نفرمی رسدپاره اصلی اقتصادی منطقه کشاورزی است وغنی ترین کمربند کشاورزی ایران را تشکیل می دهد برنج وچای .مرکبات ومیوه فراوردهای اصلی این مکان می باشندبارندگی فراوان وخاک های رسوبی حاصلخیزمهم ترین عامل در رونق کشاورزی ودر نتیجه تراکم بالای جمعیت می باشند تراکم جمعیت روستایی در این منطقه بین40تا500 نفر در هرکیلومتر مربع می باشد در بخش های از آذربایجان تراکم جمعیت بالاست وتراکم جمعیت در این قسمت ازکشورمان بیش از40نفردر هر کیلو متر مربع می باشد.

درمنطقه ی آذربایجان بالاترین درجه ی تراکم جمعیت حدود350نفردر کیلو متر مربع می باشد اقتصاد آذربایجان کشاورزی است ومهمترین محصول آنها گندم است این منطقه به خاطر داشتن خاک آتشفشانی وآب های فراوان کشاورزی نسبتآ فراوانی دارد ومناطق روستایی این منطقه بیش از40تا80نفردر هرکیلو متر مربع زندگی می کنند در بعضی از نقاط این منطقه تراکم جمعیت به500نفردر هرکیلومترمربع می رسد.

از منطقه آذربایجان به سمت اصفهان به خاطر داشتن مرکز متعدد صنعتی تراکم جمعیت بالا می باشد وجود کارگاه های صنایع دستی ومحصولات کارخانه ای به ریسندگی وبافندگی وصنعت قالی بافی این منطقه پراهمیت گردیده است وبه عنوان قطب صنایع سنگین کشور در امده است،در اطراف تهران وخود شهر تهران تراکم جمعیت در سطح بالایی دیده می شود مرکزیت سیاسی تهران وهمچنین استقرار صنایع پر تعدادسبک صنعتی این استان رااز پر تراکم ترین استان های کشور در اورده است.

چنانچه در هرکیلو متر مربع از استان های تهران نزدیک800نفر زندگی می کنند ودرخود شهر تهران این رقم به15هزار نفر در هر کیلو متر مربع می رسد ،جلگه ی خوزستان نیزبه خاطر صنایع نفت وگاز وپتروشیمی از کانون های پر جمعیت ایران قلمداد می شود ونقاط شهری آنجمعیت متوسط بین80تا120نفر را درهر کیلو متر مربع را دارند خراسان رضوی نیز دارای تراکم بالای جمعیت می باشد به خصوص شهر مشهدکه تراکم جمعیتی ان به خاطر مسائل مذهبی ورونق تجاری بسیار بالامی باشد.

سرزمین های با تراکم بین30تا40نفر در هرکیلو متر مربع:

با توجه به این نقطه که تراکم جمعیت ایران در سال1375سی هفت نفر در هر کیلو متر مربع بوده است تمام سرزمین های که جمعیت آنها بین30تا40نفر در هرکیلو متر مربع می باشند از نقاط نسبتآ پر جمعیت کشور محسوب می شود این مناطق وسعت چندانی ندارددو منطقه در ایران دارای چنین ویژگی های هستند ودر شمال وجنوب استان های آذربایجان واقع شده اند.یک منطقه در شمال غرب تهران چنین وضعیتی دارد دو منطقه که نام برده شد جلگه ی مغان،مرندجنوب زنجان ومیاند وآب را در برمی گیرد.

علت جمعیت نسبتآبالای این مناطق به خاطر آب وخاک مناسب وهمچنین نزدیک به پایتخت کشور است.

سرزمین های باتراکم جمعیتی نسبتآ کم:

این مناطق بین 20تا30نفر در هر کیلو متر مربع را شامل می شودنسبت به سرزمین های قبلی وسعی تراست وسرزمین های بین البرز وزاگرس را تشکیل می دهداین مناطق آبهای جاری کمی دارد وجمعیت این مناطق اغلب روستایی هستند.

قسمت های از استان های فارس،کهکیلویه وبویر احمد،بوشهروخوزستان وچهار محال بختیاری را شامل می شود این منطقه کوهستانی است ،خاک زراعتی وبارندگی محدود است زندگی چادر نشینی در آن دیده می شود،اساس اقتصادی مردم منطقه کشاورزی ودامپروری است.

 

سرزمین های با تراکم جمعیتی خیلی کم:

این سرزمین ها که دارای تراکم کمتر از 20نفر می باشند بسیار وسیع است نیمه شرقی کشور یعنی آن جایی که استان های سیستان وبلوچستان،کرمان،سمنان وقسمتی اعظمی از خراسان واستان های فارس وهرمزگان را شامل می شود علاوه بر این مناطقی در استان ایلام در مجاورت مرز ایران وعراق از نواحی کم جمعیت کشور به حساب می آیند شرایط بیا بانی وکویری در مناطق یاد شده بدی آب وهوا،کمبود آب وخاک سبب پایین بودن تراکم جمعیت در این مناطق می باشند چنانچه در قسمتهای وسعیی از مناطق ذکر شده تراکم جمعیت به کم تر از یک نفر در کیلو متر مربع می رسد.

نسبت جنسی جمعیت:

در رابطه با اختلاف وتعین نقش جنسی بین زن ومرد در اقتصاد و اجتماع یک منطقه مطالعه نسبت آنها به یکدیگر مورد علاقه هر جغرافی دان جمعیتی است.

نسبت جنسی نشان دهنده شرایط اجتماعی اقتصادی حاکم بر هر سرزمین وابزار مفیداز نقطه نظر تجزیه وتحلیل هر منطقه است،در حقیقت تمام مغایرت های مربوط به نسبت جنسی در زمان وفضا بخاطرتآثیرات نسبی سه عامل می باشد:

1-افزونی پسرها در موقع تولد 2-اختلاف مرگ ومیر هر دوجنس 3-اختلاف جنس در مهاجرت.

براساس آمارسال1365ایران دارای یک نسبت جنسی نا متعادل بوده است وتعداد زنها نسبت به مردها یک کاهش جدی را نشان می داده است،از سوی دیگر نسبت پایین زن در ایران به دو عامل اساسی در این دوره بستگی داشته است:

اولآ :تعدادنوزادان مرد هر کشوری دیگری در جهان از تعداد نوزادان زن بیشتر است.بنا براین اگر رقم955زن در برابر1000مردصحیح باشد عامل طبیعت خود تا اندازه ای مسئول ایجاداین عدم توازن در بین مردان و زنان می باشد.

ثانیآ:در ایران تعداد مرگ ومیر زنان از تعداد مرگ ومیرمردان مانند بسیاری از کشور های اسیایی بالاتر است ،مرگ ومیر زیاد زنان در این دوره(1365)مربوط به عدم امکانات بهداشتی و درمانی در بیشتر نقاط کشور وکوته فکری وغفلت نسبی والدین که از فرهنگ پایینی برخوردارند ونسبت به دخترها وتفاوت مراقبت بین دوجنس،دختر وپسر ومرگ ومیرهای مربوط به زایمان در طول بارداری و ازدواج های زودرس وزایمان مکرر می باشد،در این ارتباط باید عامل مهاجرت پذیری ومهاجرت فرستی نیز نقش قابل ملاحظه ای را در تآثیرگذاری بر نسبت جنسی کشور در نظر گرفت.

نسبت جنسی در گروههای مختلف جنسی:

نسبت جنسی در اولین گروه جنسی صفر تا چهار سال در دهه 60، 963نفر می باشد در برابر1000مرد نسبت جنسی در دومین گروه جنسی5تا9سال به958نفر دختر در برابر1000پسر رسیده است واین در نتیجه مرگ ومیر دختران در این گروه سنی می باشند که بحث بلوغ در این دوره برای دختر خانم ها شکل می گیرد.

بررسی ها نشان می دهد که مرگ ومیر پسران درگروه سنی 9 – 10سال به 932نفر دختر در برابر1000نفر پسر برسد دراین خصوص علاوه برمرگ ومیر زیاد دختران بخاطر کمبود بهداشت ودرمان وعدم توجه ومراقبت والدین به خصوص طبقات فقیر وکم در آمد نسبت به این جنس ازدواج های زود رس وتلفات ناشی از آن از دلایل کم شدن جنسی دختران در این گروه سنی می باشد.

نسبت جنسی درگروه سنی15تا34سال به 992 زن به 1000نفر مرد می رسد در این بین گروه سنی 25تا29 به دلیل تلفات ناشی از حوادث رانندگی مرگ ومیرهای ناشی ازخدمات نظامی،جنگ،مرگ ومیرهای سیاسی و حوادثی که درمراکز صنعتی وخدماتی برای مردان پیش می آید نسبت جنسی از گروه سنی55تا59 به پایین ترین رقم می رسدو به ازای هر870نفرزن 1000نفر مرد وجود دارد علت این قضیه دراین گروه سنی مسئله تحلیل رفتن قوای جسمانی زنان است یکی از دلایل آن زایمان های مکرر می باشد.

اختلاف در نسبت جنسی روستا نشینان وشهر نشینان:

ایران برخلاف بسیاری از کشورهای جهان اختلاف شدیدی در نسبت جنسی جمعیت شهر وروستا را نشان می دهد،با این وجود نسبت جنسی شهرو روستا در ابتدا اختلاف زیادی ندارد لیکن در گروه سنی 15 تا 39 سال فوق آن ها بسیار چشمگیر می شود بر اساس امار سال 1365نسبت جنسی روستا نشینان 963زن دربرابر1000مرد ونسبت جنسی شهر نشینان 949 زن در برابر1000مرد بوده است این اعداد نشان می دهد که از گروه سنی 0تا9 سال اختلاف نسبت جنسی در شهر وروستا با کاهش نسبت جنسی روستاییان آغاز که این موضوع مربوط به بهداشت ودرمان در سطح روستا هاست.

اگرگروه 10 تا40 سال نسبت جنسی روستاییان سریعآ بالا می رود وخانم ها بیشتر از آقایان در مقابل نسبت جنسی مراکز شهری پایین می آید وآقایان بیشتر از خانم ها می شوند، این نتیجه به این دلیل می باشد که اوضاع نابسامان اقتصادی در سطح روستاها باعث مهاجرت مردان به شهرها می شود ودر نتیجه باعث افزایش مردان در شهرها وزیادی تعداد زن ها در روستا ها می گردد.

 

نسبت جنسی در مذاهب مختلف:

نسبت جنسی در گروهای مختلف جنسی با یکدیگر فرق می کند اعتقادات مذهبی بهره مندی از وسایل رفاهی ودر آمد سرانه از مهمترین مسائلی هستند که نسبت جنسی دارد فرقه های مختلف مذهبی تغییر می دهد آنچه را که باید اعتراف کرد این است که کشور ایران برخلاف اکثر کشورهای جهان که اقلیت های مذهبی انها در منشآ زندگی می کنند واز نظر اقتصادی وضع خوبی ندارند ونیز نسبت جنسی آنها پایین است در کشور ما عکس این وضعیت مشاهده می شود یعنی آزادی شغلی برای کلیه مذاهب وجود دارد ونسبت جنسی مسیحیان و یهودیان وزردشتیان در حد بالایی بوده است یعنی وضع نسبت خوب اقتصادی این اقلیت ها در ایران ومسائل غذایی و بهداشتی خوب از عوامل موثر در ازدیاد نسبت جنسی می باشد.

الگوی فضایی در نسبت جنسی:

در کشور وسعی مانند ایران اختلافات فضایی ومکانی به چشم گیری در نسبت جنسی مشاهده می شود طبق آمار سال 1355 از162 شهرستان ایران 29 شهرستان دارای نسبت جنسی هزارنفر وبالا تر بوده اند که اکثرآ در جنوب دریای خزر واطراف کویر مرکزی ویا در مجاورت تهران قرار دارند.  انجان امور کشاورزی درشمال که اکثر توسط خانم ها انجام می شودودر نتیجه مردان جهت کارکردن منطقه را ترک می کنند از این طریق نسبت جنسی زمین های حاشیه ی دریای خزر بالا می رود در اطراف کویرهای ایران به خاطر کمبودآب وزمین کشاورزی وفقدان مراکز صنعتی بیکاری پیش امده وسبب مهاجرت مردان به سایر نقاط می شود.

شهر های اطراف تهران نیزاز مراکزمهاجرت فرست محسوب شده وچون شرایط سکونت درتهران مشکل می باشد لذا مردان ترجیح می دهند که تنها به تهران یا مراکز صنعتی اطراف آن بیایند ودر بعضی ازفرصتهایی که به دست می آیدبه سرکشی خانواده خود می پردازند.                                   نسبت جنسی 1000تا900نفر مربوط به بخش میانی ایران می باشد وهرچه به شهرستان های حاشیه  مخصوصآ غرب میرسیم نسبت جنسی کاهش پیدا می کند،نسبت جنسی بالای1000نفردرشهرستان های یزد،تفت ، دامغان ، ساوه ، دشتستان ، نطنز ،اردستان نایین ، طبس ، فردوس و مشهد بافت و بم ، سیرجان و شهر بابک ،داراب و آباده که اکثرآ از نظر فعالیت های شغلی با کمبود هایی روبه رو هستند ونیز شهرستان های شمالی که جاذبه ی شغلی مردان در انها کم می باشود بسیار چشم گیر است.  جالب توجه است که شهرستان های نام برده از لحاظ اقتصادی وضعیت چندان مطلوبی ندارد واین نیز متآثر از اوضاع طبعیی نسبتآ خشک آنها می باشد.                                                                  پدیده  ی دیگری که از نسبت جنسی شهرستان های مختلف درک می شود این است که وضع طبعیی،اقتصادی وموقعیت شهرستان ها با نسب جنسی زیادفرق فراوانی با هم دارند گروه اول شهرستان های خشک،گروه دوم شهرستان های مرطوب ، گروه سوم شهرستان های مجاورمراکز صنعتی و اداری می باشند.                                                                                                   دو بیابان نمک ولوت ونواحی مجاور آنها که نیمه شرقی کشورمان را تشکیل می دهند دارای نسبت جنسی نسبتآ بالایی می باشند که 950 تابالای 1000نفر می باشند این منطقه پراکندگی زیاد جمعیت  را در اثرباران کم وتغیرات خاک شور وفقدان رودهای دائمی نصیب خود کرده است منطقه برخلاف جمعیت کل خود فشار زیادی بر روی منابع موجود خود دارد واین نیز در مهاجرت فرستی از تمام نقاط به نیمه غربی کشور که از نظر اقتصادی پیشرفته ترین می باشد تاثیر کلی دارداین مها جرت نظیر هر مهاجرت اقتصادی در هر کشور درحال توسعه مرد انتخابی می باشد وکاهش جمعیت مرد سبب بالا رفتن نسبت جنسی می شود.                                                                                       بخش میانی کشور که بین دو رشته کوه البرز در شمال وزاگرس در جنوب کشیده شده دارای نسبت جنسی متعادل بین 900تا950 نفر است این منطقه شرایط متوسطی از نظرنسبت جنسی دارد نسبت این بخش از کشورمان شرایط متوسطی را همگام با الگوی نسبت جنسی در موقع تولد داشته ودر بسیاری از محل ها،مهاجرب فرستی ومهاجرت پذیری متعادل می باشد،ونقش مهاجرت در تعین نسبت جنسی منطقه مهم نمی باشد شهرستان های حاشیه غربی ایران به خاطر نسبت جنسی کمتر از 900نفرمشخص می باشنداین نقاط که مجاور مرزایران وعراق قراردارد وتوسعه گروهای قومی مختلف مثل کردها ولرهای بختیاری وقشقایی ها اشغال شده است نسبت پایین جنسی در بین گروهای جمعیتی فوق از یک طرف وجود دارد وازطرفی به خاطرمرگ ومیر زیاد زنان در بین این اقوام سبب ازدیاد مردان در این منطقه شده است.

شهرستان های کیش با نسبت جنسی427 نفر پایین ترین نسبت جنسی را در ایران دارد این شهرستان به دلیل کارهای ساختمانی وتوریستی تفریحی افراد زیادی را از جنس مردبه این جزیره کشانده است وبدین وسیله نسبت جنسی ان پایین آمده است در5 دهه ی اخیربه خاطر موفق نبودن اصلاحات ارضی وبورس بازی زمین و خشکسالی های اخیر ،مردان روستا یی به شهرها مهاجرت کرده اند ویک سوم آنها به کارهای ساختمانی مشغول شدند وبدین صورت در نقاط روستایی کشورمان عمدتآ نسبت جنسی پایینی می باشد وتعدادی از زنان بیشتر از مردان دیده می شود.

ساختمان سنی ایران:

تجزیه وتحلیل ساختمان سنی دارای اهمیت زیادی در مطالعه ی جغرافیای جمعیت هر منطقه می باشد از بین مسائل مربوط به جغرافیای جمعیت هرم سنی منعکس کننده مرحله ی انتقال جمعیت است که یک جامعه به آن رسیده است همچنین اطلاع واگاهی از ترکیب سنی اساس برنامه ریزی اجتماعی اقتصادی بوده زیرا هرطرح وبرنامه ای با نیازهای تغذیه ای وبهداشتی واستخدامی کسانی که در سنین  مختلف هستند هماهنگ گرددازاین جمعیت های آینده را نمی توان بدون در نظرگرفتن ساختمان سنی موجود در قالب طرح و برنامه در آورد.

در جهان سوم متآسفانه امارهای چندانی دقیق نیستند که در نتیجه غفلتافراد،ارئه گزارش های غلط توسط ماموران سرشماری اتفاق می افتتد. خوشبختانه در سالهای اخیربا مکانیزه تر کردن سیستم های جمع آوری اطلاعات جمعیتی وآماده شدن کارت های ملی وهمچنین ایجاد کارت های هوشمند هویت افرادی که تا5 سال اینده برای هر نفر ایرانی تهیه می شود اطلاعات مختلف جمعیتی دقیق تر خواهد شد وخطاهای آمارگیری به حداقل ممکن می رسد،درآن موقع می توان ادعا کرد داده های جمعیتی کشورمان از وضعیت مطلوب برخوردار است وبرای آن می توان پیش بینی های لازم برای جمعیت انجام داد.

گروه سنی 0 تا14 سال بجه ها وگروه سنی15 تا34 سال جوانان ونوجوانان و گروه سنی 35 تا59 سال بزرگسالن وگروه سنی 60سال به بالاپیران تشکیل می دهند اولین و اخرین گروه سنی را غیر مولد اقتصادی می نامند وحالت باروری نیز ندارند دومین وسومین گروه سنی به همان نسبت که تولید کننده اقتصادی هستند بارور می باشند ونیروی کار کشور از این دو گروه ناشی می شود یک اختلاف آشکار در ساختمان سنی مناطق روستایی و شهری مشاهده می شود درصد بچه سالان در مناطق روستایی حدود8/47درصد وبالاتر از درصد بچه ها در مناطق شهری که حدود9/49 می باشد در مرتبه بالاتری قرار دارد این اختلاف مبین تفاوت در میزان زاد ولددر نقاط شهری و روستایی می باشد درصد جوانان در مناطق شهری حدود2/34 درصد است ودر مقاسه بادرصد جوانان در مناطق روستایی که 7/26 می باشد اختلاف زیادی را نشان می دهد که علت اصلی آن را باید عامل اصلی مهاجرت از مناطق روستایی به مناطق شهری دانست که شرایط اقتصادی ،اجتماعی وفرهنگی وخدماتی در مناطق شهری محرک این وضع می باشد در بین تمامی گروه های سنی گروه 34تا15 سال است که نقش مهاجرتی زیادی را از منطق روستایی به شهرها برعهده دارد.                         درصدبزرگسالان یعنی 59تا35 سال در مناطق روستایی 4/20درصد ودر مناطق شهری حدود20درصد است که اختلاف چندانی ندارد که البته این اختلاف ناچیز بیانگر آن است که وقتی روستاییان مهاجر به مناطق شهری ایام جوانی خود را در شهرها سپری کردند اندوخته ای فراهم می کنند وتدریجآ به مراکز روستایی بر می گردد در نتیجه شهرها از وجود این گونه افراد خالی می شود  درصد پیران یعنی 60سال به بالا در مناطق روستایی وشهری تقریبآ وضع یکسانی دارد2/5درصد می باشد که در علل ریشه یابی این قضیه باید به دو مسئله توجه نمود:

اولآ:هوایی پاک وغیر آلوده در منطق روستایی درطول عمر آنها موثر است و جبران کمبود وفقدان مراکز درمانی وبهداشتی را که اکثرآدر نواحی شهری می باشدرا می نماید.

دومآ:افراد مسن بعد از پشت سرگذاشتن دوره فعالیت ورسیدن به مرزباز نشستگی واز کار افتادگی به مناطق آبا و اجدای خود بر می گردند وبقیه عمر را در آنجا سپری می کنند.

نتیجه اینکه جمعیت ایران از نظر ساختمان سنی با سایر کشورهای در حال توسعه که درصد عظیمی از جمعیت شان را افراد کم سن وسال تشکیل می دهد ودرصد قلیلی از جمعیت آنها در گروه سنی پیران قرار می گیرد فرق چندانی ندارد.

گروه فضایی ساختمان سنی:

دراین قسمت که برسی گرو های سنی مختلف در نقاط مختلف کشور پرداخته می شود:

گروه بچه ها:

بخش عظیمی از جمعیت ایران را بچه ها تشکیل می دهند و این افراد کمتر از 15سال در سال1390 به 27 درصد از کل جمعیت در سال 1365درصد بچه سالها5/45درصد بوده است که این درصداز 5/24درصددر شهرستان های کیش تا5/51 درصد درشهرستان سراب تفاوت داشته است نزدیک به  یک دوم جمعیت اکثر مناطق واقع در زاگرس آذربایجان وسواحل جنوبی دریای خزر را بچه ها تشکیل می دهند.                                                                                                                                   این موضوع ارتباط نزدیکی با مسئله زاد و ولد وفشارجمعیتی دارد که سبب مهاجرت گروه سنی دیگر به سایر نقاط ایران می گردد و همچنین قسمت مهمی ازجمعیت بخش های از سه خراسان وجنوب شرقی ایران یعنی سیستان وبلوچستان ومناطق واقع بین البرز و زاگرس را افراد کمتر از15 سال تشکیل می دهد در برخی از نواحی غربی وقسمت اعظم نیمه شرقی ایران ونیز تا حدودی در ایران مرکزی و جمعیت کمتر از 15 سال نزدیک به نیمی از جمعیت آنها را تشکیل می دهد.

 

گروه جوانان:

گروه سنی جوانان که افراد24 تا 34 سال را شامل می گردد حدود 28 درصد از کل جمعیت ایران را در بر می گیرد این گروه در سال 1365 ،29 درصد بوده است که عامل اصلی آن مهاجرت و پیامدهای جنگ تحمیلی بوده است. در صد افراد این گروه سنی از 23درصد در شهرستان تفریش تا 73درصد در شهرستان کیش متغییر می باشد،این گروه سنی از جنبه اختلافاتی منطقه ای بستگی کلی به مهاجرت پذیری و مهجرت فرستی دارد در مناطقی مانند کیش ، تهران،شیراز و اصفهان که کارهای ساختمانی و عمرانی رونق داشته است بخش عظیمی از جمعیت را این گروه سنی تشکیل داده است  به طوریکه در شهرستان کیش 60 درصد جمعیت و تهران وشیراز3/1 یک سوم جمعیت را این گروه سنی تشکیل می دهد.                                                                                                                   قسمت اعظم خوزستان با بیش از 30درصد مردمش از گروه سنی جوانان هستند و امور مربوط به حفاری استخراج و پالایش نفت و حمل ونقل وبنادر باعث شده است تا این استان طالب جوانان زیادی بشود.                                                                                                                                          شهرستان های بوشهر و بندرعباس به خاطر موقعیت بندر گاهی واستراتژیک و حمل ونقل و همچنین شهرستان های کرمانشاه سندج وقصرشیرین ،پیرانشهر و تبریز از نقطه نظرنظامی وبندر انزلی و رشت به خاطر نیرو های دریایی و صنایع شیلات ،همچنین کرج ،اصفهان وساری به خاطر وجود کارخانه جات صنعتی و معدنی وبالاخره مشهد ،زاهدان ،خاش و سراوان خدماتی حمل ونقل و تجارت غیر متعارف بیشتر از 30درصد جمعیت شان را جوانان تشکیل می دهند                                                                                          به طور کلی بیشتر شهرستان های بزرگ ایران قسمت قابل توجهی از جمعیت آنها را از گروه جوانان تشکیل دادند.

 

گروه بزرگسالان:

گروه بزرگسالان که از 34 تا59 سال را شامل می شوند حدود 20 درصد از جمعیت کشور را شامل می شوند اختلاف منطقه ای این گروه سنی با آنچه در مورد جوانان گفته شد فرق زیادی دارد.                  درگروه بزر گسالان ،شهرستان بانه در استان کردستان با 16 درصد بزرگسال در پایین ترین سطح وشهرستان فردوس در استان خراسان رضوی با 26 درصد جمعیت بزرگسال در بالاترین سطح در بین شهرستان های ایران قرار دارد به طور کلی افراد این گروه سنی در نیمه شرقی ایران ومنطقه ی آذربا یجان بیشتر از بقیه ی نقاط دیده می شودمسئله ی مهاجرت گروه سنی جوان تر از این منطق و روی آوردن آنها به مناطقی که فعالیت های عمرانی دارند ونیز امور خدماتی ونظامی و تحصیلی سبب شده تا این گروه سنی در پاره ای نقاط بالا رود.             

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گروه کهنسالان:

حدود 7 درصد از جمعیت کشور را گروه پیران تشکیل می دهد که این گروه 60سال به بالا را در ساختمان سنی تشکیل می دهند اختلا ف فضایی در جمعیت پیران در برخی از نقاط کشور بسیار چشمگیر است، این جمعیت از 5/2 درصد تا 5/12 درصد در نقاط مختلف کشور دیده می شود بخش مرکزی ،شرقی و جنوبی ایران درصد بیشتری از آنها را درخود جای داده است،علت زیادی افراد پیر در این نقاط را باید خرابی وضع اقتصادی این نقاط ودر نتیجه ی مهاجرت افراد جوان تر از این نقاط داشت از بین کلیه شهرستان های ایران شهرستان نطنز با 5/12 درصد کل جمعیت خود بیشتر از 60 سال سن دارند در مرتبه ی اول قرار دارد این شهرستان به دلیل اقلیم مناسب و وجود آب فراوان در حاشیه ی کویر مرکزی موقعیت خاصی داشته و سبب جذب افراد مسن وافراد بازنشسته شده است این شهرستان به منزله ی تفریگاه برای مردم شهرستان های مجاور بوده ودر نتیجه مردم شهرستان های دیگرترجیح می دهند اواخرعمر خود را در نطنز طی کنند اکنون یک هشتم  جمعیت نطنز را گروه پیران تشکیل می دهند که در مقایسه با بسیاری ازنقاط ایران بسیار چشمگیر می باشد.                                      از دیگر نقاط کشور که جمعیت قابل توجه ایران را درخود دارد عبارتند از بندرلنگه به خاطر مجاورت باجزیره کیش که جوانان این بندر به جزیره وکشورهای همسایه مهاجرت کردند و همچنین شهرستان های تفریش ،اردستان و نایین و سمنان که همگی در مجاورت تهران هستند گروهای سنی فعال آنها به تهران ونواحی اطراف آن مهاجرت کردند وبلا اخره شهرهای بانه وسقز که درنقاط مرزی غرب کشور هستند وجوانان این منطقه به دنبال کار مهاجرت کردند درصد پیران آنها بالا می باشد.           شهرستان کیش با 5/2 درصد از کل جمعیت خود در گروه سنی پیران در بین کلیه شهرستان های ایران پایین ترین درصد رادارد ،چرا که اکثرآ جوانان برای اشتغال ودرآمد به این جزیره مهاجرت می کنند ،شهرستان گنبد کابوس درصد پیران آن نسبتآ پایین است وکشت زارهای پنبه در این منطقه توسط اهالی سیستان و بلوچستان اداره می شود ،شهرستان های قروه و مرودشت از دیگر مراکزی هستند که افراد پیر آنها پایین است علت نیز این است که در شهرستان های نام برده زاد و ولد زیاد است و وجود کارخانجات متعددی به خصوص در اطراف مرو دشت سبب شده است که افراد جوان تر به این شهرستان مهاجرت کنند.

با اختلاف منطقه ای در ساختمان سنی جمعیت کشور رابطه ی تنگا تنگی با وضعیت طبیعی و انسانی شهرستان های کشور دارد.

نتیجه گیری:

ازمباحث گفته شده قبلی می توان نتایج ذیل اشاره نمود:

1-ایران درسالهای گذشته ودر سرشماریهای چهار دهه قبل از نظر ساختمان سنی مانند اکثر کشورهای درحال توسعه ی جهان می باشد وساختمان سنی جوانی دارد.

2-اختلاف ساختمان سنی زنان ومردان ایران چندان چشمگیر نبوده اما در بین جمعیت شهر وروستا در نقاط روستایی اکثریت کودکان ودر نقاط شهری اکثریت بزرگسالان دیده می شود.

3- اختلاف منطقه ای ساختمان سنی مبین این حقیقت است که کودکان ونوجوانان اکثریت جمعیت ایران را تشکیل می دهند.

4- جمعیت جوان وبزرگسال در مراکز پیشرفته یا مناطق کارگاهی کشور نسبتآ زیاد است ودر نقاط محروم کشوردر اکثریت می باشند بنا براین نقاط عقب مانده ایران نه تنها از درامد کم بلکه از وابستگی جمعیت زیاد غیر فعال خود به گروه های جمعیت فعال متآثر است گذشته ورکود قابل ملاحضه ای در جامعه ی این مناطق دیده می شود.

ساختمان نژادی:

پراکندگی ساختمان نژادی کشورمان ایران یکی از مسائلی است که جنبه های تاریخی به خود گرفته است شاید از زمانی که نخستین انسانهای فلات ایران را درنوردیدند ودرآن ساکن شدند بیشتر از یکصد قرن گذشته باشد این است که زمانی آریایی ها که حدود سه هزار سال پیش تخمین زده می شود انسان ها به شکل قبایل پراکنده سکونت گاه های انسانی را دراین فلات تشکیل دادند وقبل از ورود آریایی ها از مردمان ساکن در فلات ایران وجود ندارند.

نتیجتآ آریای ها نمی توانند اولین قوم ساکن در ایران باشند یقینآ ویژگی های طبیعی در آسیا غربی وجنوبی جاذبه های برای ورود آریایی ها داشته است وبومیان فلات ایران در برابر ورود آریایی ها نتوانستند مقاومت کنند روند ورود آریایی ها به ایران تا قرن هفتم میلادی وجود داشته است وبعد از حمله اعراب به ایران ومنقرض شدن دولت ساسانیان مذهب رسمی آریایی های ساکن در ایران که زردشت بود قرارگرفت.

با هجوم اعراب به ایران ساختمان نژادی واعتقادی مردم دچار دگرگونی های شداکثر مردم دین اسلام را پذیرفتن وحتی زبان عربی به مدت دویست سال توسط خلفای عرب که به ایران حکومت می کردند زبان رسمی مردم شد زبان های رسمی دیگری مانند ترکی وحتی زبان های اروپایی که بر اثر هجوم اقوام گوناگون به این سرزمین انتشاریافت به نوبه ی خود در قسمتهای از ایران ریشه زیادی پیدا کرد.

با ورود مغلان به این سرزمین در قرن هفتم بنیان های نژادی ایران موجودیت واحد خود را از دست دادند وبه نحو چشم گیری تآثیرپذیرفتند با ورود اعراب بخش های از جنوب کشور حتی هم اکنون به زبان عربی تکلم می کنند چنانچه در قسمت های از شمال غرب وشرق کشور زبان ترکی جایگاه محکمی دارد.

اعراب از طریق مذهب توانستند در فرهنگ ایرانی ها نفوذ پیدا کنند با تمام این گفته ها اکنون اسلام،دین رسمی ،زبان پارسی به عنوان زبان قابل قبولی برای اکثریت مردم ایران است ،کشورمان ایران با حدود99درصد مسلمان پیرو دو مذهب شیعه وسنی می باشند وبعد مسیحییان دومین گروه مذهبی ایران را تشکیل می دهندچنانکه نیم درصد مردم ایران مسیحیان می باشند وپیروان دین یهود وزردشت سومین وچهارمین اقلیت های مذهبی کشوررا تشکیل می دهند.

بنابراین دین اسلام تشکیل دهنده پیکره ی اصلی بنیان مذهبی ایرانیان می باشند در این جا به برسی مهمترین ادیان ایرانی به لحاظ آماری توجه خواهیم نمود.

 

مسلمانان:

اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران پیرو دین اسلام هستند وحدود99 درصد جمعیت را مسلمانان تشکیل میدهند استان زنجان با 86/99درصدبیشترین پیروان اسلام را دارد و استان یزد با85/98درصد پایین ترین مسلمانان را درخود جای دارد حدود 60درصد تابعین دین اسلامدر شهرها و40درصد در نقاط روستایی زندگی می کنند از سالهای 65 تا90 استان های تهران ویزد با98 درصد مسلمانان کمترین و سایر استان های کشور با بیش از99 درصدمسلمان بیشترین پیروان اسلام را دارند پیروان مذاهب تسنن بیشتر در مرزهای غربی و شرقی زندگی می کنند وپیروان مذهب تشیع در اکثر نقاط کشور دیده می شوند.

مسیحیان:

مسیحیان که دومین گروه مذهبی ایران هستند حدود 3 درصد از جمعیت ایران را شامل می شوند ارمنی ها مسیحیانی هستند اجداد آنها ساکن ارمنستان بودند که در زمان شاه عباس به شمال آذربایجان و نواحی رود ارس آورده شده اند پس شاه عباس آنها را به اصفهان نقل مکان داد ودر محله ی جلفا در کنار زاینده رود اسکان یافتند علت انتقال ارامنه به اصفهان به خاطر درگیری ترک ها با این مردم بوده است مسیحیان آشوری در آذربایجان زندگی می کنند و95 درصد آنها شهر نشین هستند به طور کلی مسیحیان بیشتر در آذربایجان غربی ،اصفهان ، استان مرکزی و مازندران زندگی می کنند.

مسیحیان داخل روستا بیشتر کشاورزی می کنند ودر شهر به امور فنی و هم چنین تجارت وحمل ونقل مشغول هستند.

 

یهودیان:

یهودیان نزدیک به 20 هزار نفر ازجمعیت ایران را تشکیل می دهند که قبل از انقلاب حدود 65 هزار نفر بودند ودر مجموع 5 0/درصد مردم ایران رایهودیان تشکیل می دهند یهودیان ساکن مناطق بابل زمان بخت النصر بودند ودر زمان کورش هخامنشی این یهودیان که مورد اذیت قرار می گرفتن به ایران انتقال داده می شوند و کورش از آنها حمایت می کند که از این جهت که در استان فارس بیشترین یهودیان ایران ساکن هستند استان های دیگری مانند مرکزی ،همدان ، اصفهان ،کرمانشاه ، یزد وسمنان یهودیان دیگری از ایران را در خود جای داده اند.

زردشتیان:

تا هنگام ظهور اسلام اکثریت جمعیت ایران زرددشتی بودند در حال حاضر نزدیک به 30هزار نفر از جمعیت ایران را این گروه تشکیل می دهند در دوره های مختلف قاجار ورژیم های قبل وبعد از آن  بسیاری از زردشتیان از کشور خارج شدند ودر هندوستان وپاکستان ساکن گردیدند چنا که این کشورها چندین ملیون زردشتی را دارند وبیشترین فعالیت های اقتصادی این کشور در دست زردشتیان است زردشتیان باقی مانده در ایران در استان های یزد و گرگان و مرکزی ساکن هستند.

 

سواد:

سواد به عنوان یک شاخص مهم در تعریف توسعه یافتگی مطرح می باشد وجایگاه بسیار مهمی در هر کشور دارد ایران دربین کشورهای جهان با حدود77درصدبا سواد در جایگاه نسبتآ خوبی قرار گرفته است البته ناگفته نماند که امارگیران جمعیت، شش سال به بالا را در آمار باسوادی خود سرشماری می نمایند که اگر این جمعیت را از کل جمعیت ایران کم کنیم حدود 25درصد از میزان سواد کشور کاسته می شود از دلایل بیسوادی حاکم بر توده های مردم ایران را باید در متن تاریخ اجتماعی واقتصادی جستجو کرد:

اولآ:کشور ایران  قرن ها متکی برکشاورزی ابتدایی بوده است وچنین اقتصاد محرک رشد سواد نخواهد بود

دوم اینکه چون ایران تا دو دهه ی پیش حدود 60 درصد از نیروی کارش به کشاورزی مشغول بوده اند وحدود یک سوم جمعیت در روستا ها زندگی کرده اند لذا عدم گسترش سواد در بین جمعیت امری آشکار به نظر می رسد در سالهای 1340 بیسوادی در کشور خیلی ملموس بود بخصوص مناطق روستایی ، وسوم شاخص و امکانات تحصیلی محدود ومنحصر به مناطق شهری بوده است چنانکه در سال های 1340 تا 1345 بیشتر از 90 درصد روستا های کشور از داشتن مدرسه محروم بودند و بیسوادی در روستا ها جنبه ی همگانی داشت

چهارم برای زن ها محدودیت وجود داشته است واین گروه قربانی تبلیغات اقتصادی و اجتماعی بوه اند و همواره مورد بی تو جهی قرارمی گرفتند.

پنجم فقر حاکم برجامعه و عدم آگاهی های اجتماعی و اقتصادی وهمچنین تعصب تواٌم با بی خبری و دهها مشکل و رسومات دست و پا گیر سب پایین ماندن رشد سواد درجامعه ی شهری وروستایی ایران بوده است:

1-دلایل وعوامل پایین بودن سواد در کشورمان تا به امروزچه بوده است:                                                     (  رشد سواد از سال 1335 تا1345)

درصد باسوادان کشور در سال 1335دربین جمعیت 6سال و بالاتر حدود 15 درصد بوده است که عمدتآ در مناطق شهری زندگی می کرده اند در مجموع حدود 33.3درصد از جمعیت ایران در نقاط شهری بوده اند واز امکانات آموزش شهری استفاده می کرده اند لازم به توضیح است در سال 35، درصد زنان باسواد بی نهایت پایین بوده است و فقط 7.3 درصد از زنان ایران قادر به خواندن و نوشتن بودن این وضع در نقاط روستایی تا بدان حد پایین بود که به سختی ازهر صد نفر زن یک نفر می توانسته است بخواند یا بنویسد نرخ سواد زنان روستایی در سال 1335 فقط یک درصد بوده است ودر سال 1345 به 3.5 درصد می رسد در این بین نرخ سواد جمعیت شهری از33 درصد در سال 1335 به 49 درصد در سال 1345 افزایش پیدا کرد پیشرفت وگسترش سواد در بین سال های 1335 تا 1345 به عوامل زیر بستگی دارد:

1-پیشرفت شهرنشینی در طول این دهه خیلی سریع بوده

2-گشایش مراکز تحصیلی جدید باعث گسترش سواد در بین جمعیت گردید چنانکه از سال 1335 تا سال 1345 گسترش سواد در تمام زمینه ها ادامه یافت وبه روستاها توجه خاصی شد و گروهی به اسم ( سپاهیان دانش ) در قالب زن ومرد به نقاط روستایی فرستاده شدند و کار آموزش فرزندان روستاییان رابه عهده گرفتند.

3-در این مدت سخت گیری با عدم تحصیلی زنان در بین توده های زیادی از مردم متعادل شد و کم کم این طبقه در مدارس راه پیدا کردند ، از سال 1355 تا 1365 برتعداد با سوادان کشوران بیشتر از 50 درصد افزوده شد و چنان که در آمار گیری سال 1365 رقم با سوادی ایران به 60 درصد رسید لازم به توضیح است که عوامل جنگ تحمیلی نقش زیادی در جلو گیری از گسترش سواد داشت بخصوص در نواحی غربی ایران که کانون جنگ بود ومناطق روستایی وشهری ما زیرآتش توپخانه دشمن بود.

دلایل اختلاف نسبت سواد در مراکز شهری و مراکز روستایی در ایران کدام عوامل می باشند:

1-وضع زندگی اقتصادی اجتماعی طوری است که لزوم فراگیری سواد و کسب دانش در مراکز شهری بیشتر از مراکز روستایی مورد نیاز است.

2- تسهیلات موجود در مراکز شهری بسیار بیشتر از مناطق روستایی وسابقه موجود آنها در نقاط شهری خیلی بیشتر از نقاط روستایی است.

3- جمعیت شهری به لحاظ اجتماعی بیدارتر واز نظراقتصادی تواناتر از جمعیت روستا نشینی بوده ودر انتقال سواد به فرزندان خود احساس وظیفه می کنند.

4- درمراکز شهری زن ها نسبت به هم نوعان خود در مراکز روستایی درک اجتماعی بالاتری دارند وشرکت آنان درامور اجتماعی واقتصادی نیازمند به تحصیل علم و دانش دارد.

5-بسیار از افراد تحصیل کرده در مناطق روستایی مایل به مهاجرت اند برای به دست آوردن شغل بهتر هستند.

6-سیستم ارباب رعیتی که مخالفت کامل با اگاهی مردم داشت و صدها سال حاکم بر روستا های ایران بود واین قضیه سبب شده بود که میزان افراد باسواد شهری بیشتر از روستا شود.

{{اختلاف نسبت سواد بین زنان و مردان ایران }}

براساس آمار سال 1355 فقط 28 درصد از زنان ایران با سواد بودند در همین سال مردان با سواد 53 درصد بودند لذا زنان در فعا لیت های اقتصادی کشور چندان به کار گرفته نمی شوند البته درحال حاضر آمار باسواد زنان و مردام ایران 76 و 77 درصد است واین نشان می دهد که توجه به امر سواد آموزان بین دو جنس زن ومرد در سالهای اخیر بسیار مورد توجه واقع شده است.

 

 

 

 

 

[ پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1392 ] [ 15:36 ] [ فرشیدپرنده ]

[ ]